ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

29

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به نظام الملك ابو نصر احمد بن نظام الملك داد . او در سال 500 هجرى قمرى به وزارت سلطان محمد سلجوقى رسيده و بعد معزول و خانه‌نشين شده بود تا اين سال كه در بغداد مجددا وزارت را عهده‌دار شد . نظام الملك وقتى خلعت وزارت يافت و بر ديوان نشست از خليفه خواست كه جلال الدين بن صدقه را از بغداد بيرون كند . جلال الدين ، وقتى به اين موضوع پى برد ، از خليفه خواهش كرد كه او را به حديثهء عانه بفرستد تا در آنجا نزد امير سليمان مهارش بسر برد . خليفه خواهش او را قبول كرد . هنگامى كه جلال الدين به سوى حديثه روانه بود ، در راه گرفتار يكى از اشرار تركان شد كه او را « يونس حرامى » مىگفتند . يونس ، او را اسير گرفت و اموال يارانش را نيز غارت كرد . جلال الدين ترسيد از اينكه مبادا دبيس ، دشمن ديرين وى ، از اسارت وى آگاه شود و كسى را نزد يونس بفرستد و پولى به وى بدهد و او را از وى بگيرد . براى احتراز از وقوع اين پيشامد با يونس قرار گذاشت كه هزار دينار براى آزادى خود بپردازد . سيصد دينار آن را پيش بدهد و باقى را وقتى به حديثه رسيد تصفيه كند . و نامه‌اى به عامل بلد الفرات نگاشت كه وسيله رهائى وى را فراهم آورد و كسى را به نزد يونس بفرستد تا پرداخت باقى پول را تضمين كند . عامل وقتى اين نامه را دريافت كرد حيله‌اى به خاطرش رسيد و يك نفر كشاورز را پيدا كرد و لباس اطلس گرانبها بر او پوشاند و بر مركب مجلل نشاند و او را در حالى كه عده‌اى غلام در ركابش بودند پيش يونس فرستاد . و به او سفارش‌هاى لازم را كرد كه چگونه در آنجا رفتار كند .